عنوان ندارد

به دلایل عدیده این پست حذف شد.

نوحه

 
نعش این شهید عزیز
روی دست ما مانده است
روی دست ما دل ما
چون نگاه ناباوری بجا مانده است
این پیمبر این سالار
این سپاه را سردار
باپیامهایش پاک
با نجابتش قدسی سرودها برای ما خوانده ست
ما به این جهاد جاودان مقدس آمدیم
او فریاد می زد :
"هیچ شک نباید داشت
روز خوبتر فرداست
و
با ماست "
اما
اکنون
دیریست
نعش این شهید عزیز
روی دست ما چو حسرت ما
بر جاست
و
روزی اینچنین بتر باماست
امروز
ما شکسته ما خسته
ای شما بجای ما پیروز
این شکست وپیروزی به کامتان خوش باد
هر چه فاتحانه می خندید
هر چه میزنید می بندید
هرچه میبرید میبارید
خوش به کامتان اما
نعش این عزیز ما رابه خاک بسپارید

تهران . بهمن 1339